محمد مهدى ملايرى

49

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و فن بيان و هنر اسب‌سوارى و تيراندازى و نيزه‌بازى و به كار بردن تبرزين را آموخته ، موسيقى و سرود و ستاره‌شناسى را فراگرفته ، در شطرنج و ساير بازىها به كمال رسيده است . . . » « 1 » . در همين زمينه‌ها يعنى بلاغت در نوشتن و در گفتن ضمن متنهاى پهلوى كه به چاپ رسيده ( متنهاى پهلوى - چاپ بمبئى ، جاماسب جى ) نوشته‌هاى ديگرى هم با عنوانهايى همچون « آيين نامه‌نويسى » و « سورآفرين » به چشم مىخورند كه هرچند كوتاه و مختصرند ، ولى نشان‌دهندهء اهتمام و عنايتى است كه به اين جنبه از سخن داشته‌اند و براى آگاهى از سبك انشاء و نظم سخن و رسم و آيينى كه بدان پاىبند بوده‌اند و همچنين ستايشهايى كه معمولا در آغاز گفته‌ها و نوشته‌ها به كار مىبرده‌اند و جزء اصلى آنها به شمار مىرفته بسيار مفيد است . سورآفرين يعنى ستايش جشن و ضيافت و آن عبارت از سخنانى بوده است كه در ضيافتها از سوى يكى از مهمانان و شايد هم شخص معينى بر سر خوان در حق‌گزارى از يزدان و سپاسگزارى از صاحب‌خانه كه چنان سفره‌اى گسترده ايراد مىشده است . استاد فقيد ملك الشعراء بهار چند فقره از اين نوشته‌ها را از پهلوى به فارسى برگردانده و در كتاب سبك‌شناسى آورده و دربارهء آنها چنين داورى كرده كه آن گفته‌ها و نوشته‌ها هيچ‌يك نثر ساده و معمولى نيست ، بلكه نثرى است ساخته و پرداخته و محدود در رسم و آيينى مشخص و نظم و ترتيبى لازم الرعايه ، حتى در نام بردن از كسانى كه مىبايستى در اين‌گونه موارد از آن‌ها نام برده شود . « ستايشها و دعاها داراى نظم و ترتيب است . از جمله‌هاى كوتاه و كوچك با آهنگ متوازى جمله‌هاى بزرگتر ساخته شده و جمله‌هاى كوچك هر چند جمله داراى انتظام لفظى و معنوى است » . « 2 » از نوشتهء جاحظ هم‌چنين برمىآيد كه در آن دوران براى تعليم فن بلاغت و آيين سخنورى پارسى كتابها و نوشته‌هايى داشته‌اند كه از روى آنها اين

--> ( 1 ) . كريستن‌سن از ترجمهء رشيد ياسمى ، ص 292 . ( 2 ) . سبك‌شناسى ، ج 1 ، چاپ دوم ، تهران 1337 ، ص 123 - 120 .